MajnoOne B Leili

خدايي چي بودم چي شدم! انقد يعني داغونم كه با شنيدن صداش

تا نيم ساعت بعد با به ياد اومدن خنده هاش ميخندم !

عاشق كه باشي بدبخت ترين موجوده رو زميني، تو اكيپشون 

چنتا دخترن چنتا پسر، اون وقت من عين بز بايد دلم قش بره براش

خوبياشو ميبينم فقط و چشام بستس رو بي تفاوتياش

خدا يادته التماست ميكردم فقط صداشو بشنوم؟ حالا فهميدم هر نرسيدني حكمتي توشه،دوباره بعد چن سال اصلا غمگين نيستم كارمو دقيق انجام ميدم و فكرم ازاده، اخه لعنتي چرا پيشم بند نميشي؟ درسته بابام چيزي نداره تا پيش دوستات پز بدي، ولي اينو مطمعن باش پيشم بموني دنيامو به پات ميريزم تا فقط خنده بياد رو لبات نفس قصه ما قصه ي اون بنده خداييه كه ميگف؛ اهل دل بودم ولي اون جيگر دوست داشت، ميپرستمت!

مجنون بي ليلي

بعضي وقتا به خودت مياي ميبيني كه بهارت رفته واسه هميشه

و حياط پر شده از برگاي زرد و هيچ راه برگشتي نيست

انقد مغرورم كه حتي نگفتم يه كلمه ي عاشقونه بهش

اخه ميترسم بگه مرسي و منم اين وسط له له بشم و با صندلي بزنم

تو سر خودم، ولي به اين باور دارم كه يه روزي انقد پشيمون ميشه

كه كنارم نيست، كنار كسي كه همه جوره قبولش داشت

پشيمون ميشه ولي اون موقع بيشتر بايد به فكر در اوردن دندون

مصنوعيمون باشيم تا به هم، زندگي ميچرخه عين تاس رفيق

مايي كه يه روزي حكم ميكرديم الان داريم التماس ميكنيم واسه ي نيم نگا

مجنون بي ليلي

فردارو مرخصي گرفتم و مثلا تولدمه فردا

چند ساله كه تولد نميگيرم، همه فقط ميدونن نميگيرم ولي نميدونن

چرا؟ چون دلم ميگيره وقتي ميخوام فوت كنم شمعارو با اينكه نيستي

حتي دو سه ساله تبريك هم نگفتي! فردا ميرم جنگل با بچه ها

فقط به خاطر اينكه نباشم خونه تولد نگيرن، هرچي بيشتر طرفت ميام

تو ازم دورتر ميشي، مگه لايق تكيه كردن نبودم؟ خدايي نبودم؟

پ ن: ندا جانم مرسي كه تبريك گفتي و كلي ممنونم ازت مهربون🌹

مجنون بي ليلي

صبح بيدار شديم سه كيلو جوج خريديم زديم به دل جنگل

جايي كه حتي خدا هم انتن نميداد، كل جنگل شده بود از برگايِ

زرد و قرمزه دست نخورده، شيش نفر بوديم و يه كلبه ي كوچيك

با بخاري هيزمي، رفيقم مشروب تعارف كرد گفتم يه پيك بيشتر

نميخورم، نميدونم چرا اين يه پيك پشتش انقد زاييد شده بودم داغونه داغون و فقط ميخنديدم

و اونا تو اون حالت مستي

منو ميديدن ميگفتن اينو باش رد داده :)))رفتم بيرون از كلبه ك سيگار 

بكشم با اون تلو تلو خوردنام ديدم فقط سه تا دختر با تيپ افتضاح  مشغول عكس گرفتنن،

سرمو انداختم پايين و سيگارو انداختم و رفتم داخل به زور يه جايي پيدا كردم انتن ميداد و

تكست دادم بت "سلامتيت پيك اخر، ديوونتم دختر"

ولي جوابي نيومد و مثبت فك ميكنم كه شايد مُرده شيش غروب خواستيم برگرديم زرت بارون

زد و با چهار تا موتور بوديم

تو اون تاريكيه جنگل و نم نم بارون كه خيس شده بوديم و يه بدنِ

گرم كه سرما روش تاثير نداشت، خلاصه خيلي عالي بود و جات اصلا خالي نبود

مجنون بي ليلي

نگفتم كه جهنمِ دوتاييمون از بهشت بهتره؟

كي ميفهمه كه تو چشاش چيو ميبينم

مجنون بي ليلي

غروب كه مغازه بودم و مشغول جواب به مشتري

يه پسري اومد كه قيافش خيلي اشنا بود، ديدم همون به درد نخوره، هموني كه باعث شد 

بين ما دوتا اون پسرو انتخاب كنه، خب هف هشت سال

پيش پژو پارس باباشو كش ميرفت و اونم بهش پا داد از حق نگذريم حق ميدم بهش تا مني

كه دوتا پا بيشتر نداشتم اون اشكشو در مياورد و من ارومش ميكردم، خدايي درد داره

ولي الان اون جيره خوره باباشه و من خيلي وقته دستم تو جيب خودمه

اين روزا كمتر جووني پيدا ميشه مثل ادم صب به صب بره سركار

ولي اگه منو انتخاب ميكرد الان شايد زير ي سقف بوديم

و يه دختر هيچوقت درك نميكنه كه پسر يه بار عاشق ميشه و بعدش سنگ

ساده از هم نگذريم، شايد تموم فكر و ذكر يه شخص باشي

فكر و ذكري كه تا شصت سالگي هم همراهشه

مجنون بي ليلي

به ياد روزايي كه عكسات بك گرند گوشيم بود ♥️

هر شب يا يه شب در ميون هميشه برات دعا ميكردم كه هرجا با هركسي كه هستي

خوش باشي و اصلا منو يادت نياد و چشاي ماهت فقط از روي شادي باروني شه

ولي امشب و از اين به بعد از خدا آرزو ميكنم به پستت يكي مثل خودت بخوره

يكي كه جواب تموم خوبياتو با يه جواب سربالا بده، يكي كه ره ب ره حالتو بگيره

چون وقتي با تموم غرورم تكست دادم كه رسيدي نفس؟ جوابمو ندادي

ميدوني چقد خورد شدم؟ از اين به بعد هرلحظه اي كه يادم بياي فقط نفرينت ميكنم

چون يه درصدم از رو هوس نميخواستمت، با تموم وجودم دوستت داشتم

ولي خوبيش اينجاس كه از اين به بعد حدمو ميدونم، شايد عاشق بشم شايد

ولي به خاطرش وجودمو نميدم،اميدوارم هر ضربه اي كه ميخوري يادت بياد

از كجا خوردي و چرا خوردي، اميدوارم بند به بند بدنتو حتي گربه سركوچتون هم لمس كنه

هرچي بدِ براي تو دختر🙏🏻🤞🏼

مجنون بي ليلي

يه روزي ميرسه با قطره قطره اشكاي پسرت ياد من بيفتي

و من بلند بلند ميخندم :)

مجنون بي ليلي

يه مسيرو باهم دويديم وسط راه خسته شدي

من كولت كردم و من خسته شدم

خستگيت كه در رفت يه نيش خند زدي و 

تا ته راهو دويدي، اون وقت من موندمو يه تن خسته

و تويي كه هر لحظه نقطه تر ميشدي

انقد نقطه شدي كه محو شدي

مجنون بي ليلي